پس تو هم دیگر منشین.....
پی نوشت ۱ : منظورم هر چیزی به جز آدم هاست....
پی نوشت ۲ : تا این قدم را بر نداری به جایی که باید نمی رسی ٬ شک ندارم....
یک نفر بر ساحل نشسته زار و غمگین است...
یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند...
فرقی ندارن...
با خود گفتند اگر هر یک فقط به دیگری فکر کنیم هیچ گاه اختلاف پیدا نخواهیم کرد....
و آنقدر این کار را خوب انجام دادند که A ٬ B شده بود و بالعکس....
حالا A فقط به A فکر می کرد و B فقط به B....
و اختلاف ها شروع شد....
"سعی کن دایره باشی"
از این حرف تو ٬ این را می فهمند که :
"سعی کن فقط یک مرکز داشته باشی" ٬
چند نفر؟
یعنی فکر نمی کنم کسی اصلا" بتونه هیچ سالی رو اینجوری هدر بده....
ولی به هر حال می دونم که امسال هم تمام سعیت رو می کنی...
ببینم چی کار می کنی....
به یک سطر پایین تر بیاورم
و باید مدام پایین تر بیایم
و تو را هم پایین تر بیاورم
می دانی چرا؟
چون تو مرا از سطح من می خوانی...
ولی هنوز نفهمیده ام چرا بعضی آدم ها نمی توانند...
پی نوشت :
اگر امروز از من بپرسی مهم ترین اتفاق سی سال پیش چیست؟
حتما" می گویم : اتفاقات سی سال بعد.
۲.فهمیدم آدمای کمی هستن که وجود دارن....
۳.میخوام دیگه از فردا نگم "دیگه از فردا ..."
۴.چه قدر صفحات سفید و تکراری زیادند...
۵.از وارونگی زمان همین بس که عده ای ر ی ش که می گذارند ش ی ر می شوند...
۶.بدون نور رنگی نیست. بدون رنگ نوری هست؟
۷.شطرنج را هم باید با تاس بازی کرد...
پی نوشت :
واسه چشمام متاسفم!
پی نوشت : شاه من سرباز توست..
و گرنه امروز چه قدر آدم ها قربانی می شدند....
الف)"توبه" بی "تو" ٬ "به" است....
ب)"توبه" به "تو" ٬ "به" است.....
ج)"توبه" یعنی "تو" "به".....
د)"تو" "به" از "توبه"....
دیوار می دید و با خودش فکر میکرد که که در چه قدر احمق است....
و من چه احمق تر سال ها به در گفتم که دیوار بشنود....
در کور بود و دیوار کر..
۲.ساعتت را برای یک ساعت دیگر کوک کن ٬ وقتی زنگ زد دست راستت(حتما" دست راست) را روی دو چشمت بگذار و بعد به یک میمون که موز می خورد فکر نکن(حتی یک لحظه هم به این فکر نکن ٬ هر فکر دیگری می توانی بکنی)....
پی نوشت :
اگر گوش هایت را بگیری صدای خودت را بهتر می شنوی...
پس اگر می خواهی خودت را بهتر ببینی....
حال اگر می خواهی بهتر زندگی کنی....
گفتم : همین را ثابت کن!
پی نوشت :
۱.معلول را با علت بشناسی خیلی بهتر است تا علت را با معلول.
۲.اگر می خواهی خورشید را بهتر ببینی از ذره بین استفاده نکن!
و چه قدر بودن شادی را بیش از شادی بودن....
پی نوشت :
روی کاغذ بنویس : نیست ٬
به آن خیره شو و نیستی که هست را بفهم...
سرت را بالا بیاور حالا به هستی که نیست بنگر....
نه پروانه ی وزارت بهداشت
و نه هیچ برچسب دیگری
فقط ٬
فقط می دانم که تا تو را دارم تاریخ انقضا ندارم....
با قرص صورت تو...
فنا که می گویند همین است؟
آن وقت استخاره ات می کنند ٬ و من چه قدر دوست دارم بد بیایم....
راحت...!
دیروز ۶۵ میلیمتر بود حتما" حالا بیشتر شده است...!
نگذریم..
دیروز شیطانی را دیدم ٬ در حالی که تلاش می کرد دست هایش را باز کند! گفت : رقابت با انسان ها سخت شده ٬ تمام بازار دست آنهاست و اگر امروز نتوانم کسی را بفریبم ابلیس جریمه ام می کند ٬ اما نیست ٬ کسی که فریب نخورده باشد نیست...
به محض این که با شنیدن حرف هایش برای لحظه ای از انسان ها بدم آمد ٬ خوشحال شد و شنیدم که پیش خودش گفت : ابلیس پشت و پناهت! این هم از کار امروزم...!
می خواهم مدام زنگ خانه ی دلم را بزنم و فرار کنم...
می خواهم به زور چشمانم را باز کنم و خودم را وادار کنم که ببیند...
می خواهم فردا ساعت ۳:۱۰ بعد از ظهر کنار تابلوی آن خیابان (همان که بدم می آید) با خودم وعده کنم ٬ و اصلا" سر قرار نروم....
می خواهم میان این مردم زندگی کنم...
خواستم قلبم را به عقلم نزدیک کنم نتیجه اش شد : سردرد های ضربان دار!
در چهارجوابی زندگی فعلا" می خواهم جیم شوم!
قابیل که از نسل آدم بود "هابیل کش" شد ما که از نسل قابیلیم!
آدم ها از آنچه در آینه به نظر می رسند نزدیک ترند!
خدایا از وقتی فهمیدم مدادت سفید است شروع کردم دلم را سیاه کردن!
برای فرار از سایه ات باید یا به تاریکی بروی یا نور شوی!
بزرگترین دروغ : "عقل که نباشه ٬ جون در عذابه"!
جواب ابلهان خاموشیست...