تبليغاتX
در خانه اگر کس است یک حرف هم زیاد است
سلام

همیشه همه چیز اون جوری که به نظر میرسه ، نیست...

بگذریم...

(این پست رو فقط به این خاطر گذاشتم که ببینم کی اولین نظر رو می ده)

نوشته شده توسط سید سلمان خلیفه سلطانی در پنجشنبه 29 فروردین1387 |
امروز فهمیدم خیلی چیزا(نه همه چیز) توی ذهنم وارونه است :

این عینک است که برای دیدن به چشمان من احتیاج دارد....

و این خط کش آقا معلم است که با ضربه های کف دست بچه ها تنبیه می شود...

و....

ولی وقتی استادمون عکس قفسه سینه ی اون مریض رو دید و گفت : این آقا قلبش خیلی بزرگ شده و این دنیا تحمل این قلب ها رو نداره.....

دیگه مطمئن شدم ...

می خوام خون مردم رو توی شیشه کنم ، یه کمی انسانیت بهش اضافه کنم و خوب هم بزنم و ...

کی می دونه این ژن از خود گذشتگی کِی جهش پیدا کرده؟

نوشته شده توسط سید سلمان خلیفه سلطانی در چهارشنبه 21 فروردین1387 |
این روزا به دمای کاسه ها و آش ها خیلی توجه می کنم....

دیروز احساس کردم کاسه ی داغی شدم که اصلا" آش توش نیست....

نکنه دارم عمو خرسه می شم؟ 

به خودم گفتم :

هی سلمان! بهتر نیست به جای این آدم دلسوز ، یه دلسوخته بشی؟

و دلم سوخت از بس دلسوزی کردم....!

آره دلم سوخت و تاول زد...

''''... 

نوشته شده توسط سید سلمان خلیفه سلطانی در سه شنبه 13 فروردین1387 |
به نظر تو چه طوری باید زندگی کرد؟

 

N-------------------------"ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خوب خودت همون طوری زندگی کن.

نوشته شده توسط سید سلمان خلیفه سلطانی در پنجشنبه 8 فروردین1387 |